روز پنجم:
شام رفتیم پیش پونه، خوش گذشت.
قانع کردن تصاحب یک نفر است، بی آنکه لقاحی صورت گیرد. از کتاب "خیابان یک طرفه" نوشته والتر بنیامین
ترانه روز:
من عاشق این اجرا ی فارز(ذظض) ( نمی دونم با کدوم زذ ظ ض می نویسند؟) از آهنگ نیلوفر شدم به خصوص اونجایی که می گه: وقتشه بگی زهر مار، وقتشه بگی زهر مار
روز ششم:
زنده باد خروس
"زنم با من بود. زنی که برام مهم بود. از این جادو نباید سرسری رد شد." از کتابی که من عاشقشم و برام مثل کتاب مقدس میمونه "موسیقی آب گرم" نوشته چارلز بوکوفسکی ( فکر کنید این آدم رو میگن زن ستیز بوده!!)
ترانه روز: ترانه " Kiss me quick " الویس پریسلی
Kiss me quick, while we still have this feeling
Hold me close and never let me go
cause tomorrows can be so uncertain
روز هفتم:
نمی دانم چرا دیگر نمیتوانم سر و صدا را تحمل کنم، به نظرم میرسد همه دارند با هم حرف می زنند و شدهاند شکل یک دهان بزرگ به بزرگی سر یک بلندگو و دارند با تمام توانشان داد میزنند ولی باز هم حرف هم را نمیشنوند نمیفهمند.
"دوستی از کلام سرچشمه می گیرد. او حرف میزند و شما به ستارههای ریز ریز که در صدایش جیر جیر میکنند گوش میدهید." از کتاب "غیرمنتظره" نوشته کریستین بوبن
ترانه روز: دختر بمون، با من بخون، دوست دارم که باشم با تو سندی
روز هشتم:
نمیدانم چرا وقتی میخندد سپیدی بیوقفه دندانهایش دیوار چین میشود دربرابرم.
"چشمهای باز دلیل حیات نیست." از کتاب خط تیره آیلین نوشته ماه منیر کهرباسی
ترانه روز:
آسمان چشم او آیینه کیست/ آنکه چون آیینه با من روبهرو بود/ ترانه سنگ قبر آرزوها با صدای آرتوش
روز نهم:
بعضی وقتها یه کتابهایی رو می خونم که خوبند اما عمراً حاضر باشم یکبار دیگر بخونمشون و عجیب اینکه این خصوصیت رو بیشتر در آثار نویسندگان ابرانی میبینم، نوشته هاشون پر از مرگه فقط مرگ، بدون حتا ذرهای زندگی.
"نام تو گنج من است" ویران میآیی نوشته حسین سناپور( این کتاب رو نخرید به جاش نیمه غایب رو بخرید و سمت تاریک کلمات)
ترانه روز: " the best of me " با صدای برایان آدامز، می دونید من کلی از این آقای آدامز خاطره دارم، البته از ترانه هاشون، جزو معدود خواننده هایی ست که آرزو دارم تو یکی از کنسرتهاش باشم.
When you want it - when you need it
You'll always get the best of me
I can't help it - believe it
You'll always get the best of me