میدونی تو متخصص اینی که منو دق بدی و از عصبانیت دیوانه کنی، و بعد که منو دق دادی عذاب وجدان بگیری که چرا یه کاری کردی که منو دیوانه کنی و بعد من عذاب وجدان بگیرم که چرا شاکی شدم و بعد هی به خودم بگم که باید درک کنم، باید درک کنم، و یک طوری رفتار کنم که انگار خیلی متشکرم از این کاری که کردی و اصلا عصبانی نیستم و تازه خیلی هم خوشحالم تا تو عذاب وجدان نگیری.



