امشب نه، امشب نابودم، خالی ام، هق هق ام، ویرانم، و کسی نیست که محکم بغلم کند و بگوید نترس که نترسم و باز به دنیا بیایم.
امشب نه، فردا اما باز از زندگی، از امید، از دوست داشتن، از تو می نویسم.
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 0:7  توسط آزاده
|
