تبليغاتX
در گلستانه - آمده بودم یک چیز دیگر بگویم ...

در گلستانه

آقای هادی یا هر کسی که هستی و می دانی من چقدر بیزارم از این آدم و یادم نمی رود چقدر مایه عذاب من و خانواده ام را فراهم کرد و داری از این دانسته سواستفاده می کنی،  برادران من چشمان من هستند، این تویی که مایه عذابی.

یعنی وقتی مزخرفاتی که می نویسی می خوانم دلم میخواهد بروم در خیابان و بایستم جلوی یکی از این برادران بسیجی و شقیقه ام را نشان بدهم و بگویم برادر خدا خیرت بدهد یکی بچکان اینجا که من خلاص شوم.

من فقط اگر می دانستم چه کرده ام که جنابعالی فکر می کنی باید با آزارهای دائمیت تلافی کنی و به خودت اجازه بدهی این طور به حریم خصوصی من تجاوز کنی خیلی خوب بود.

اگر خیال کرده ای این بار هم می توانی مجبورم کنی خفه خون بگیرم و باز ننویسم زهی خیال باطل.

از آنجایی که می خواهم از این به بعد نظرات شما را بگذارم جلوی چشم همه، لازم می بینیم برای دوستان اندکی توضیح دهم که ایشان معتقدند مرا دوست می دارند، و این وسط من چه فکر می کنم و  چه می خواهم و به چند زبان زنده و مرده دنیا گفته ام نه نه نه نه نه پشیزی برایشان ارزش ندارد.  علاقه شان باعث شد دو سال قبل شاید هم بیشتر من وبلاگ دوست داشتنی ام را تعطیل کنم و البته این حداقل صدمه ای بود که در اثر علاقه ایشان به من وارد شد و باعث شد بیایم اینجا پنهانی بنویسم و از همه خواهش کنم به من لینک ندهند که بلاخره پس از دوسال دوباره لو رفتیم.

این بار دیگر کوتاه نمی آیم.  می توانی همین طور به آزارهایت ادامه بدهی،من دیگر حاضر نیستم خودم را از  شادمانی های کوچک زندگیم محروم کنم. به چشم من انقدر کوچکی که اصلا نیستی پس انقدر چرت و پرت بنویس که جانت در برود.   

اگر این روزها انقدر دلمان خون نبود از جایی دیگر چه خوب می شد درباره چنین آدمهایی بنویسیم، با هم گفتگو کنیم از آدمهایی که برای روح و قلب تو هیچ احترامی قائل نیستند، انگار تو عروسکی بی جان باشی در ویترین مغازه ای و آنها بخواهند مالکش باشند، بنویسیم از آدمهایی که فقط خودشان را می بینند و احساسات تو برایشان هیچ ارزشی ندارد.  حتا وقتی برایشان به وضوح و به زبان آدم می گویی دل در گرو مهر کسی دیگر داری نمی شنوند یا شاید هم اصلا نمی دانند دل چیست؟ مهر کدام است و آدم دیگر یعنی چه و نمی دانند چقدر زشت و وقیح است یادداشتهای کوچک عاشقانه ای را که برای کس دیگری است به نفع خودشان بهره برداری کنند و آنقدر به خودشان جسارت بدهند که برای نامه ای که اصلا به آنها تعلق ندارد پاسخ هم بنویسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:17  توسط آزاده  |