تبليغاتX
در گلستانه - اینجا آنجا همه جا

در گلستانه

 

دوستی برایم عکسهایی را فرستاده که شاید برای شما هم فرستاده باشند.  ده عکس که مجله تایمز به عنوان تصاویر اعتراض منتشر ساخته و تصویر ندا را به تصاویر قبلی خود اضافه کرده است.

عکسها بی‌نظیرند.  تصویر ندا را دوباره اینجا نمی‌گذارم ما به اندازه کافی تماشایش کرده‌ایم آنقدر که حتا پشت پلکهای بسته‌مان هم به وضوح می‌بینیمش.  امیدوارم خبرنگار بی بی سی، مامورین سیا، منافقین و اغتشاشگران که همه در قتل او نقش داشتند نیز به اندازه کافی تصویرش را تماشا کرده باشند.  می‌خواهم اینجا عکسی دیگر از مجموعه این ده عکس بگذارم.

تصویر متعلق به روز چهارم می ۱۹۷۰ است.  دانشجویان آمریکایی تظاهراتی علیه جنگ کشورشان با ویتنام برپا کرده بودند.  گارد ملی این کشور به دانشجویان شلیک می‌کند، چهار نفر می‌میرند و نوزده نفر به شدت زخمی می شوند.

این را ننوشتم که بگویم آمریکا هم به مردمش شلیک می‌کند یا می‌کرده است (چه روزگار غریبی است هی باید راه بروی و بگویی چه می‌خواستی نگویی.)

این عکس را گذاشتم اینجا که بگویم ۱۹۷۰، خیلی هم دور نیست چهل سال قبل در آمریکا مهد دموکراسی و آزادی چنین اتفاقی افتاده است.  این عکس را گذاشتم اینجا که بگویم اگر این کشور آزاد است، یا حداقل با معیارهای ما آزاد به حساب می‌آید، این آزادی خودش به وجود نیامده است، ارجاعتان می‌دهم به مبارزات زنان برای حق رای و کوشش سیاهان برای تحقق رویایشان. این عکس را گذاشتم اینجا که فقط بگویم این مردم  هم مثل ما تلاش کرده‌اند، راه رفته‌اند، رای داده‌اند، داد کشیده‌اند، زندانی شده‌اند، مرده‌اند اما نومید نشده‌اند.

 پی‌نوشت بی‌ربط: حالا که این را نوشته‌ام صدایی در درونم هی به من می‌گوید چرند میگی.  تو خودت امیدواری؟  بهش می‌گم نه، می‌گه تو خودت دلزده و خسته و عصبی نیستی؟ بهش می‌گم چرا هستم.  می‌گه فکر نمی‌کنی هیچ کاری نمی‌شه کرد، یا اصلا بهتر هیچکاری نکرد اگر قراره هزینه‌اش باشه مرگ و زندان و بعد تو که این بیرونی هی خجالت بکشی از خودت و بگویی من فقط نومیدم اما عده‌ای دارند هنوز هزینه می‌دهند؟  عرض می‌کنم خدمتش درست می‌فرمایید اما هیچ‌کس به آدم امیدوار نمی‌گوید نومید نباش.  امیدوار باش را باید به من گفت.  امیدوار باش را به خودم گفتم.

همین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 22:41  توسط آزاده  |